نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(هم پریشان حسینم، هم پریشان حسن)۲ ای به قربان حسین و ای به قربان حسن مادر من روز اول چشم من را نذر کرد این یک از آن حسین و این یک از آن حسن مادرش گفت که گریان نشود روز جزا آن دو چشمی که کند گریه برای حسنم فاطمه در روز هامان دیده گریان میرسد (هست گریان حسین و هست گریان حسن)۲ نه که دنیا، دینمان را هم کریمان می دهد من که ایمان دارم از اول به قرآن حسن (دست و دل باز مدینه دست خالی امدم)۲ دست خالی رد نکن ما را ناامید کوچه ها کی ناامیدت میکند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد