نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پای فقیران میرود، سوی کریمان تا اینکه بنشینند پهلوی کریمان هر کس گداتر شد، مقربتر شد اینجا هستیم ما، زانو به زانوی کریمان حس میکنم در عین دارایی، فقیر است رد میشود، هر کس که از کوی کریمان محتاج اگر صد بار هم، چیزی بخواهد اخمی نمیآید، به ابروی کریمان مادرش گفت، که گریان نشود روز جزا آن دو چشمی که کند گریه برای حَسَنم امامزادهی آبادی ام، حرم دارم ولی برادر زینب، هنوز بی حرم است میروم مشهد، خیابانها شلوغ میروم در قم، شبستانها شلوغ کربلا هم کل ایوانها شلوغ اربعین حتی بیابانها شلوغ هیچکس مثل تو، بی زوار نیست به احترام حسینت، سه روز مانده به گودال بناست زایر تو، زیر آفتاب بماند کمی ز غصهی تو، رخنه کرده است به بیرون تفاوت زن چون جعده با رباب، بماند حسن شدی، که سؤال غریب کیست عالم میان کوچه و گودال، بی جواب بماند یک نفر در کوچه دیده مادرش را میزنند یک نفر از نیزه دیده خواهرش را میزنند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد