نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آقام حسن من امشب از تو کربلا میخوام حسن بذار که اربعین بازم بیام حسن آقام حسن امام حسن به قبر خاکیتون میدم سلام حسن کریم حسن خداروشکر تویی تو زندگیم حسن گدای خونتم من از قدیم حسن کریم حسن غریب حسن (از باغ دلت که گشت پرپر میگفت شرح غم جانگدازت از سر میگفت هربار که روضهی تو را میخواندم یک گوشه زنی غریب مادر میگفت حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند دل غم از غم تو تا ابد کباب بماند حسن شدی که سوال غریب کیست به عالم میان کوچه و گودال بی جواب بماند یک نفر در کوچه دیده مادرش را میزنند یک نفر از نیزه دیده خواهرش را میزنند یک نفر در خانه دیده مادرش آتش گرفت یک نفر از نیزه دیده دخترش آتش گرفت یک نفر بر خاک کوچه گوشواره دیده است ***** خدا کنه دیگه غمی جوونی رو پیر نکنه خدا کنه که مادری تو کوچهها گیر نکنه آخه کی دیده جلوی خونه راه یه مادر بستهشه آخه کی دیده که با یه ضربه دو گوشواره شکستهشه گرفت راه زنی را به کوچه راهزنی در آن محلّه که بسیار رهگذر دارد نوشته اند که پیشانیاش به جایی خورد حسن دقیق تر از ماجرا خبر دارد در خانه شدی ای کینهی همسر دیده ***** داد این گنبد وارونهی پست دو زن خائنه را دست به دست این یک از زهر جفا قلب تو سوخت وان به تابوت تن پاک تو دوخت همسری داشت حسین مثل رباب ***** چوبهی تابوت حائل شد میان تیر و تن هیچ چیزی حائل مسمار با پهلو نشد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد