تصویر مسعود پیرایش - از جگر سوختگان آه شرر بار ببین

از جگر سوختگان آه شرر بار ببین

[ مسعود پیرایش ]
از جگرسوختگان آهِ شرربار ببین  
خیز از طوس و بیا، حالِ منِ زار ببین  

کاش می‌شد که دل‌سیر تماشات کنم  
یارِ گم‌گشته، تو برگردی و پیدات کنم  

چه‌قدر کوه و کمر را پیِ تو آمده‌ام  
به تمنّایِ رُخَت، ناله‌ی هجران زده‌ام  

چند ماه است که آوارگی اقبالِ من است  
چادرِ خاکیِ من شاهدِ احوالِ من است  

منِ معصومه کجا، رنجِ بیابان‌گردی؟!  
کاش یک‌بار به این خسته نظر می‌کردی  

خبری بادِ صبا از تو نیاورد آخر  
دستِ تقدیر مرا راهیِ قم کرد آخر  

پیِ تکریمِ منِ پرده‌نشینِ بدحال  
سربه‌زیر آمده بودند همه استقبال  

سرِ هر کوچه که رفتم سلامم کردند  
مثلِ پروانه همه دور و برم می‌گردند  

دور بودم همه‌جا از نظرِ بیگانه  
خانه‌ام خانه‌ی نور است، نه یک ویرانه  

گریه کردیم ولی حینِ مناجات فقط  
کوچه رفتیم ولی کوچه‌ی سادات فقط  

کاش بودی که ببینی چقدر تب کردم  
من در این شهر فقط گریه به زینب کردم  

کاش بنویسند دروغ است، دروغ  
رفتنِ عمه‌ی ما بر سرِ بازارِ شلوغ  

چه‌کسی داشت گمان از سرِ ایوانِ بلند؟!  
عدّه‌ای بی‌سر‌و‌پا سنگ به زینب بزنند!  

فکر کن، دورِ نوامیسِ خدا معرکه بود  
فکر کن، چادرِ ناموسِ خدا دستِ که بود؟!  

* * * *  
این همه راه دویدم به سوی دلدارم  
به امیدی که در این دشت، برادر دارم  

تو دعا کن که کنارِ بدنت جان بدهم  
فکرِ همراهیِ با شمر دهد آزارم  

یک عبا داشتی و خرجِ علی‌اکبر شد  
با چه از رویِ زمین جسمِ تو را بردارم  

خیز و نگذار ما را به اسیری ببرند  
من که از راهیِ بازار شدن بیزارم  

* * * *  

حال‌و‌هوایِ این روزایِ حرمت  
مثلِ شامِ غریبونه  
دنیا این‌جور نمی‌مونه  

شمر و معاویه، یزید و حرمله  
دور‌و‌برت فراوونه  
دنیا این‌جور نمی‌مونه  

نمی‌مونه، خالی رواقِ حرمت  
نمی‌مونه، خاموش چراغِ حرمت

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه مسعود پیرایش حضرت معصومه (س)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت معصومه (س)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت معصومه (س)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های مسعود پیرایش

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد