
یه قطره آب تو مشکمون نمونده عَطش علیِاصغرو سوزونده لبامون خشک شده و خیمه حرارته تو که رفتی یکی گفت وقت غارته تو میری و خوندلم، پاره میشه معجرم شاید بیفتی از نی بر سرم یادم اومد ضجّهی مادرم حسین وای، حسین وای دوباره یاد مادرم افتادم مدینه و غریبیِ پدرم دست عَدو به صورت ما نشست به ضربهای پهلوی مادر شکست وقتِ جدایی رسید، قد خمید نمیدونم تو آتیش مادر چی دید اما دیگه بعد از اون جسارت دیگه چشای مادرم ندید سالار زینب حسین یا حسین،آقام آقام آقام یا حسین الهی این روزا آقامون بیاد شفای زخم دل زهرا بیاد عالم و آدم دیوونهی نگاشن عیسی و موسی جزو نوکراشن دلم میگیره میام قتلگاه غروبِ جمعه داره نالههام چی میشه پابوست باشم شبی ورودیِ بابِ قبله کربلا سالار زینب حسین یا حسین، آقام آقام آقام یا حسین