نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه عده جوون شبونه، عاقلن و دیوونه با خیال ارباب می شن، بی خیال خواب و خونه محله های شهرمون، پیرن سیاه می پوشن درختا دسته ی عزا، ستون علم به دوشن برای تعزیه ها، جوونا قاسم می شن نوحه خونا دمادم، اكبر ناظم می شن و اما، كربلا، سیا شده پرچم گنبد طلا یه عده بازم شبونه، این دفه مخفیونه دنبال مسلم می رن، كوچه به كوچه خونه خونه محله های كوفه هم، محله ی جنب و جوشه یكی داره به حرمله، سه شعبه می فروشه برای كرببلا، از كوفه عازم می شن سنگای بالای بوم، قاتل مسلم می شن واما، كاروان، داره میاد به كربلا سینه زنان و اما، كربلا، سیا شده پرچم گنبد طلا غروب دهم گذشت و، آتیش افتاد تو دشتو می ره زینب ببینه، تصویر چوب و تشتو توی ذهن رقیه آه، شمر داره برمی گرده كار خداست كه عمه، هنوز تموم نكرده دیده عمو با عمود، ابرو تو ابرو می شه سه شعبه ها دستشون، یكی یكی رو می شه و اما، قافله، راهی می شه با شمر و زجر و حرمله و اما، كربلا، سیا شده پرچم گنبد طلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد