چه خوش که باغِ تو را هم‌زبان شود پیدا

چه خوش که باغِ تو را هم‌زبان شود پیدا

[ حاج محمدرضا طاهری ]
چه خوش که باغِ تو را هم‌زبان شود پیدا 
سخن ترازتر از مرغِ جان شود پیدا 

بخوان ترانه به آهنگ عارفانه‌ی صبح 
که نغمه‌های موافق از آن شود پیدا 

به اهل عشق بگو سرمه‌ی نگاه کنید
اگر که گَردی از آن کاروان شود پیدا 

قدِ خمیده به محرابِ شوقِ او دارد 
که بی‌قراریِ تیر از کمان شود پیدا 

نیامده‌ است و نیاید، بگو که ممکن نیست 
کسی به شأن علی در جهان شود پیدا 

تو ای طلیعه‌ی آغاز‌های بی‌پایان 
ندیده آینه پیداتر از تو را پنهان 

شب از ستاره برای تو جان به کف دارد 
کنار ساحلِ صبحت سحر صدف دارد 

زِ مشرق آمده تا اوج آسمان، خورشید 
هزار بوسه به گلدسته‌ی نجف دارد 

به مشرق آمده تا اوج آسمان خورشید 
هزار بوسه به گلدسته نجف دارد 

کجان شُکوه تو را کم کند شرارِ ستم 
مگر نه ساحل دریا همیشه کف دارد 

هنوز از لب شمشیرت آب می‌نوشند 
اگر زمینِ تو فرزند ناخلف دارد 

چه باک از غم صفّین و نهروان و جمل 
سپاه عزم تو لبّیکِ صف به صف دارد 

نرفت شیعه‌ی تو زیر بار ذلّت و گفت 
که مرگ سرخ به این زندگی شرف دارد 

زِ حکم نافذ تو اقتدار می‌جوشد 
عدالت از لب این چشمه آب می‌نوشد 

اگر چه عالمی از نور تو چراغان است 
چه راز‌ها که به عید غدیر پنهان است 

غدیر چشمه‌ی نور است در زلالِ حضور 
که با تلأطم امواج بحر، جوشان است 

غدیر امر به معروف و نهی از منکر 
غدیر عدل الهی به عدل و احسان است 

غدیر رایحه‌ی گلشن رسول خداست 
غدیر آینه‌ی روشن امامان است 

غدیر عرصه‌ی فتحُ الفتوحِ توحید است 
غدیر روز خدا روز مرگ شیطان است 

غدیر مرگ ابوجهل‌های تاریخ است 
غدیر مرز طلوع هزار سلمان است 

غدیر، پاسخ انسان به پرسش ازلی‌ست 
غدیر، عهدِ نخست خدا و انسان است 

غدیر قافله‌ای از کمال انسانی‌ست 
که پله پله سوی آسمان شتابان است 

غدیر عیدِ فقط شیعه نیست، عید همه است 
غدیر عید هر آن‌ کس که او مسلمان است 

خوشا دلی که زِ خُمِ غدیر می‌نوشد 
زِ رودخانه‌ی نِعمَ الامیر می‌نوشد 

پیامِ خطبه‌ی احیاگر غدیر این است 
وظیفه‌ی همگان پاسداری از دین است 

پیِ غدیر هر آن کس رفت می‌مانَد 
شکوه بهمن پنجاه و هفت می‌مانَد 

برادرم کمی از جنگ هشت ساله بگو 
زِ سرفرازی چندین هزار لاله بگو 

بگو که جوهرمان در جهاد پنهان است 
بگو که عزّت این خاک از شهیدان است 

به هوش باش که دشمن عنود و حیله‌گر است 
هزار مرتبه این‌بار خَصم خیره‌تر است 

مباد که ذلیلِ ستمگران بشویم 
مباد که عبرت تاریخ و دیگران بشویم 

به هوش باش تفاهم ملاک عزّت نیست 
هزار وعده به مردم ملاک عزّت نیست 

هر آن‌که عزّت این خاک را نگه‌دارد 
خداش در همه حال از بلاء نگه‌دارد 

برادرم سخن از صبح سرفراز بگو 
به دشمنان قسم‌خورده نیز باز بگو 

اگر امید به تصمیمِ فتنه‌خیز شماست 
اگر هزار گزینه به روی میز شماست 

اگر که عزم حضور رقابتی دارید 
اگر که قصد نَبَرد نیابتی دارید 

بگو که رزم چو آغاز شد گذشتی نیست 
میان معرکه امکان بازگشتی نیست 

چنان زنیم که راه فرار نشناسند 
که راه خانه و ایل و تبار نشناسند 

بگو زِ شوکت و قدرت به خیش می‌بالیم 
دوباره بینیِ دشمن به خاک می‌مالیم 

بگو زِ آتشِ ما خصم دود خواهد شد 
ذلیل و خوار چو آل سعود خواهد شد 

بگو که همچو علی تیغ خشم ما دودَم است 
همیشه شیعه‌ی مولا مدافع حرم است

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح عید غدیر خم(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های عید غدیر خم(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات