هوای باغ زیر چتر مژگانش طراوت داشت
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن4
بازدید3.1K
هوای باغ زیر چتر مژگانش طراوت داشت همیشه باغبان نسبت به گلها حُسن نیّت داشت نگاهِ روشنِ ساقی به سمت تاکها چرخید نگاهی که به خاک افتاد و تا افلاک وسعت داشت سرم قربان آن ساقی که مستان را به وجد آورد بنازم جامی از خُم را که سُکری بینهایت داشت دلم در شبنشینیهای زلفش باز بیدار است مگر در پیچ و خَمها میشود یک خواب راحت داشت؟ به جای شبنم از هر خوشهای دُرِّ نجف بارید چقدر این دانههای بر زمین افتاده قیمت داشت همان ساقی که کوثر شد خروشان از تماشایش امیری که شبی روشنتر از صبح قیامت داشت کسی که آشنا با کوچههای کهکشانی بود ولی در کوچههای شهرِ خود، احساس غربت داشت شبانگاهان فقط با چاهِ کوفه درد دل میکرد سحر قبل از نماز اما به ساق عرش دعوت داشت دَمی در حلقهی پیغمبران در عرش اعلی بود دَمی هم با یتیمانِ غریبِ کوفه خلوت داشت تمام روز در گرمای نخلستان عرق میریخت ولی روی لبش یک عمر لبخند رضایت داشت شبیه ماه در تاریکیِ پسکوچهها میگشت به دوشش نان و خرما داشت یک دنیا سخاوت داشت یتیمان و فقیران و اسیران عاشق اویند علی با این جماعت سالها عهد اُخُوَّت داشت کسی که از رکوعش نیز سائل دست پُر میرفت زمان صرف بیتالمال بیاندازه دقّت داشت کدامین بنده از خوف خدا مانند او لرزید؟ کدامین شاه مثل او خبر از حال رعیت داشت؟ نمکگیر کرامتهای او چه زیبا بود! کنار سفرهاش نان و نمک خوردن چه لذّت داشت! ابوذرها و مالکها و سلمانها و میثمها خوشا آن کس که با او بود و توفیق زیارت داشت همان که با زلال چشمهساران بود خویشاوند همان که با تمام دشتهای باز نسبت داشت من از تفسیرهای آیهی تطهیر فهمیدم که وقت بردنِ نام علی باید طهارت داشت علی اهل یَمن را با نگاه خود مسلمان کرد علی در چشمهای روشنش مُهر هدایت داشت زمین و آسمان را بر سر انگشت میچرخاند نمیدانم زمانی هم برای استراحت داشت امیرالمؤمنینی غیر از او دنیا نخواهد دید امیری را که قبل از آدم و حوّا ولایت داشت به إذنالله دستش جلوهگاه آفرینش بود یداللّهی که دست پُرتوان در کار خلقت داشت علی اَلسّابقون اَلسّابقون اَلسّابقون بوده که انوارش در این عالم هزاران سال قدمت داشت ولیالله الاعظم مرتضی حیدر اَبَالایتام میان آسمانها هم به این القاب شهرت داشت بدونِ نام او در صفحههای دفتر تاریخ چگونه میتوان تعریفی از نام عدالت داشت؟ خدا با صوت او با حضرت خاتم تکلّم کرد حدیث محکم معراج را خواندم حقیقت داشت زبانم لال اگر ایزد به صورت، مثل انسان بود علی تنها، علی تنها، علی با او شباهت داشت علی تفسیرِ ناب آیهی یُوفُون بِالعَهد است فقط او اینچنین در نذر و در پیمان صداقت داشت دروغی بدتر از این را کسی نشنید در عالم که میگویند مولا در دلش شوق خلافت داشت به دنبال خیانت بود و لبریز از دورنگیها کسی که ظاهراً در محضر او قصد بیعت داشت تحمّل کرد فِي الْعَيْنِ قَذي را او تحمّل کرد فِي الْحَلْقِ شَجا را و شکایت کرد از آن نامرد مَردم، بیوفا مَردم که از اول به بغض و بیوفاییهایشان بسیار عادت داشت علی بعد از پیمبر پیر شد با داغ زهرا سوخت تما درد دلها بعد از آن از این حکایت داشت چه از مستدرکِ حاکم، چه از تاریخ یعقوبی که در باب غدیر از حضرت خاتم روایت داشت چه از صِحاح سِتّه که به حقّش معترف بودند چه از اَرجی که بین عالمان اهل سنّت داشت چه از اعجاز کعبه، فتح خیبر، یا که رَدُّ الشَمس چه از تقوا و تدبیری که هنگام قضاوت داشت چه راحت میشود فهمید حق با مرتضی بوده! و تنها او برای جانشین بودن لیاقت داشت کمیل و جامعه، ندبه، امینَالله، عاشورا همیشه در کنار او دعا عطر اجابت داشت