نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یك قافله تو قلب بیابونه باز عمه ی سادات دلش خونه پریشونه پریشونه پریشونه انگار نه انگار كه مهمونه حسین وای، حسین وای یه مادر، دمادم می خونه حسینم، چرا سرگردونه سه ساله، هنوزم خندونه امون از، زمونه میسره با یل كربلا، با علی، اكبره میمنه با ابالفضله یا، با خودِ، حیدره *** اهل حرمِ عشق به تنهایی بر پا می كنن خیمه ی صحرایی چه غوغایی چه غوغایی چه غوغایی شد چهره ی ارباب تماشایی جوونا، با حال شیدایی توسینه، دلای دریایی همه با، دل عاشورایی امون از ، جدایی دور این محملا حلقه ای،از بنی، هاشمه حیدر كربلا اكبر و، مجتبی، قاسمه *** این دشت عجب منظره ای داره از ارض و سما دلهره می باره پر از خاره پر از خاره پر از خاره ای وای كه زینب شده آواره برادر، جدایی دشواره دلم از، جدایی بیزاره چه داغی، رو این دل می ذاره دلم بی، قراره وای اگه آخر قصه ی، ما جدایی بشه ای برادر بدون داغ تو، زینبو می كشه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد