
گذشت عمری و لیلای ما نیامد باز ز سمت کعبهی جانها صدا نیامد باز به دردهای خودم مژدهی دوا دادم ولی چه سود به دردم دوا نیامد باز میان مردم این شهر بیکس و کارم غریب ماندهام و آشنا نیامد باز دلم گرفته از این روزهای به معنی زمان گذشته و آقای ما نیامد باز برای مادر مظلومهاش عزا دارم عزا بهپا شد و صاحب عزا نیامد باز چگونه روضه بخوانیم کار ما سخت است که روضه خوان دل مرتضی نیامد باز دلش نسوخت برای من زمین خورده به خاطر دل این بینوا نیامد باز دلم گرفته از این جمعه های بیمهدی رسید جمعه و آقای ما نیامد باز *******