
(وقتی که زِرِه میپوشه کربلا یاد مرتضیٰ میاُفته) ۲ وقتی که توی مِیدونه سَر از تمومِ پِیکرا میریزه نورِ ماهِ علی، در پناهِ علی اِیسپاه علی، علمدار بچه شیرِ علی، بینظیرِ علی (شمشیرِ علی، علمدار) ۲ نوشته روی دلها، تویی حضرتِ دریا میخونم واسه تو از، زبونِ آذریها (هانسی گروهون بیلَه مولاسی وار) ۲ (شیعَه لَرین حضرتِ عباسی وار) ۲ (وقتی پای خود میکوبد زلزله اُفتاده زمین میلَرزد) ۲ (وقتی ذکرِ حق میگیرد بدونِ شَک عَرشِ بَرین میلَرزد) ۲ جانِ أمِّ بَنین، عشقِ روحُالأَمین ماهِ روی زمین، علمدار بَسکه با جگری، زَهرهها بِدَری (بهترین قَمَری، علمدار) ۲ تویی لیلیِ لیلا، تویی لیلای دلها میخونم واسه تو از، زبونِ آذریها (هانسی گروهون بیلَه مولاسی وار) ۲ (شیعَه لَرین حضرتِ عباسی وار) ۲ (وقتی که رَجَز میخونی) ۲ به خاکِ کربلا تَرَک میاُفتد (تو عباسی یا که حیدر جهان در این لحظه به شَک میاُفتد) ۲ زورِ بازوی تو، پیچِشِ موی تو تیغِ اَبروی تو، علمدار اِی که با اَدبی، هاشمی نَسَبی (مَملُو از غَضَبی، علمدار) ۲ به پات اُفتاده دریا، دعاگوی تو زهرا میخونم واسه تو از، زبونِ آذریها (هانسی گروهون بیلَه مولاسی وار) ۲ (شیعَه لَرین حضرتِ عباسی وار) ۲