عمری صدات زدم مولا
حسن عطاییپسندیدن12
بازدید1.5K
عُمری صدات زدم مولا اَمّا اگه میشه حالا میخوام بگم داداش حسینم برو داداش حَرَم تنهاست زینب توی دلش غوغاست (به فکرِ من نباش حسینم) ۲ (پیشِ من دستتو به کَمَر نگیر کرده غُربتِ تو دلمو اَسیر) ۲ نبینم شدی از غَم و غُصّه پیر، وای (جراحَت اگه منو نکُشه، غَمت میکُشه برو به حَرَم رقیه دلش، به بابا خوشه) ۲ (عَلَمدارم، وای، عَلَمدارم، وای) ۳ دیگه بُریدم از دنیا نذار بشم بازم تنها تو این دقیقههای آخر اگه نَرَم حَرَم تنهاست اگه بِرَم سَرِت دعواست (چی به سَرِت میاد برادر) ۲ (تو بگو من با این همه غّم چهکنم؟ با تَنِت با عَلَم با حَرَم چهکنم؟) ۲ چهکنم چهکنم چهکنم چهکنم؟ وای (نمونده دیگه برای تو دست، سَرِت چی میاد رقیه دیگه به جز دیدنت، چیزی نمیخواد) ۲ (عَلَمدارم، وای، عَلَمدارم، وای) ۳ به سوی خِیمهها میرم ولی میبینم از اینجا حلقه زده دورِ تو دشمن یهو صدای شادیشون اومد و شد دلِ من خون کُشته شدی برادرِ من (صدای هِلهِله، تا که شد بلند سَرِت رو میبُرند، با بگو بخند) ۲ دیگه سَر روی نیزه نمیشه بَند، وای (کجایی داداش ببینی کسی نمونده برام) ۲ نه زندگی و نه این نَفَس رو دیگه نمیخوام (عَلَمدارم، وای، عَلَمدارم، وای) ۳