
عُمری صدات زدم مولا اَمّا اگه میشه حالا میخوام بگم داداش حسینم برو داداش حَرَم تنهاست زینب توی دلش غوغاست (به فکرِ من نباش حسینم) ۲ (پیشِ من دستتو به کَمَر نگیر کرده غُربتِ تو دلمو اَسیر) ۲ نبینم شدی از غَم و غُصّه پیر، وای (جراحَت اگه منو نکُشه، غَمت میکُشه برو به حَرَم رقیه دلش، به بابا خوشه) ۲ (عَلَمدارم، وای، عَلَمدارم، وای) ۳ دیگه بُریدم از دنیا نذار بشم بازم تنها تو این دقیقههای آخر اگه نَرَم حَرَم تنهاست اگه بِرَم سَرِت دعواست (چی به سَرِت میاد برادر) ۲ (تو بگو من با این همه غّم چهکنم؟ با تَنِت با عَلَم با حَرَم چهکنم؟) ۲ چهکنم چهکنم چهکنم چهکنم؟ وای (نمونده دیگه برای تو دست، سَرِت چی میاد رقیه دیگه به جز دیدنت، چیزی نمیخواد) ۲ (عَلَمدارم، وای، عَلَمدارم، وای) ۳ به سوی خِیمهها میرم ولی میبینم از اینجا حلقه زده دورِ تو دشمن یهو صدای شادیشون اومد و شد دلِ من خون کُشته شدی برادرِ من (صدای هِلهِله، تا که شد بلند سَرِت رو میبُرند، با بگو بخند) ۲ دیگه سَر روی نیزه نمیشه بَند، وای (کجایی داداش ببینی کسی نمونده برام) ۲ نه زندگی و نه این نَفَس رو دیگه نمیخوام (عَلَمدارم، وای، عَلَمدارم، وای) ۳