
گر غم به دلت داری، غمخوار اباالفضل است دل را نده بر هر کس، دلدار اباالفضل است مجموعهی تقوا و، ایثار اباالفضل است در لشکر ثارالله، سردار اباالفضل است جانم یا ابوفاضل... صد خادم درباری، چون روح الامین دارد آری ادبش را او از، ام بنین دارد از قامت او پیدا، روی پدرش باشد هر خصم فراری از، تیغ و سپرش باشد نذر پسر زهرا، دستان و سرش باشد خورشید حسین است و این هم قمرش باشد جانم یا ابوفاضل... تیغ و علمِ حق است، تیغ و علم عباس لرزه به جهان افتد، با هر قدم عباس در پای نهال دین، چون ریخت دم عباس محشر به کف زهراست، دست قلم عباس تا دست جدای او در حشر عیان گردد هر عبد گنهکاری، بخشیده به آن گردد