واسه نفس گرفتن تاخیمه برنگشته

واسه نفس گرفتن تاخیمه برنگشته

[ سیدمهدی حسینی ]
واسه نفس گرفتن تا خیمه برنگشته
کمتر بهش بخندین سِنی ازش گذشته

ماه حرامه
رهاش کن مگه نمی‌دونی امامه
ماه حرامه
حسین زیر دست و پای ازدحامه

وقت اذونه
همه بمونن ولی شمر نمونه
وقت اذونه
هر چی که خواهر تو می‌کشه از اونه

بی یار و بی‌پناهی
ای سرپناه زینب
تکیه زدی به نیزه
ای تکیه‌گاه زینب

کجای کاری
خیمه قیامتِ حسین خبر نداری
کجای کاری
نبودی شمر رو از تو خیمه دربیاری

بمیره زینب
اونقده رو نزن به شمر که دیرِ زینب
چه جوری پیرهنت رو پس بگیره زینب

مگه از گودال درت آوردن؟
که من از گودال در بیام آقا

این زندگی نمیاد دیگه به کار زینب
جا مونده توی گودال دار و نداره زینب

چاره نمونده
یه جای سالم توی بدنت آره نمونده
چاره نمونده
حتی برات یه پیرهن پاره نمونده

این همه شر شد
چرا دعای زینب تو بی‌اثر شد
این همه شر شد
تو دست و پا زدی و شمر کلافه‌تر شد

ای کشته گرسنه و تشنه ابی عبدالله
حلقموت رو سپردی به دشنه ابی عبدالله

هر دفعه که صدا زدی مادر
خنده زدند سیاهی لشکر ابی عبدالله

سید مظلوم
حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم ....

نظرات