هزار شکر که تقدیر ماست کرب‌وبلا

هزار شکر که تقدیر ماست کرب‌وبلا

[ محمدرضا میرزاخانی ]
هزار شکر که تقدیرِ ماست کرب‌و‌بلا
برای اهل زمین هدیه‌ی خداست کرب‌و‌بلا

اگر که هیچ کجایی نمی‌شود مشهد
ولی حسابش از همه عالم جداست کرب‌و‌بلا

اگر شده به تمارض، مریضِ او هستم
چرا که منبع خیر و شفاست کرب‌و‌بلا

نوشته بر درِ جنّت، شعبه‌ی دوم
بگو که شعبه‌ی اول کجاست؟ کرب‌و‌بلا

*****

بیا تا یه سیب سرخو بو کنیم
میون گریه‌ یه آرزو کنیم
اگه این‌بار رسیدیم به کربلا
حرمو با مژه‌مون جارو کنیم

*****

ای مرگ مدد کن که منِ زار بمیرم 
ای زهر خلاصم کن و بگذار بمیرم
بگذار که چون فاطمه هنگام جوانی
در خانه‌ی دربسته‌ی خود زار بميرم

**---

خود جوان‌مرگِ رضایم ولی در دَمِ مرگ
به جوانی‌مرگیِ مادر جگرم می‌سوزد

مادری خورد زمین و همه‌جا ریهت به‌هم
همه‌ی زندگیِ شیر خدا ریخت به‌هم

*****

انصاف نیست اصلاً که پشت در برقصند
در بین بستر آقای ما افتاده باشد

در راهِ پشتِ بام می‌بیند مصیبت
پیکر که بین پله‌ها افتاده باشد

هرجا بیفتد روزگارش کربلا نیست
فرقی ندارد که کجا افتاده باشد

ای وای اگر در ازدحامِ سختِ گودال
روی تنی سرنیزه‌ها افتاده باشد

این آبرودارِ قبیله‌ست و روا نیست
عریان در این صحرا رها افتاده باشد

*****

هرچند زخم جگرش خوب نشد
صد شکر لبش شکسته از چوب نشد
هرچند که بردنش به بالای بام ولی
مثل حسین تنش لگدکوب نشد

در میان تمام معصومین
در مقاتل مورخان دیدند
در عزای حسین و تو تنها 
دشمنان کف زدند و رقصیدند 

پیکر تو ز پشت بام افتاد
ولی آقا به خون نشسته نشد

به لب پله خورد لب‌هایت
ولی دندان تو شکسته نشد

چقدر خوب وقت تدفینت
سهم قبرت بجز گلاب نشد

و از آن بهتر این‌که در یک تشت
سرت آلوده‌ی شراب نشد

*****

آخر به طعنه گفت بزن خوب می‌زنی 
ظالم به بوسه‌گاه نبی چوب می‌‌زند

*****
هرچه در حجره زدم داد به من آب نداد
هرچه می‌گفت که من تشنه‌لبم سنگ زدند

*****

دلم آغوش گرم تو رو می‌خواد 
خرابه سرده و دارم می‌لرزم
هوا سرده ولی عیبی نداره
من از تاریکیا خیلی می‌ترسم 

همش منو کشید شبیه وحشیا
همش میگم عموجونم زجرو نبخشیا

*****

لگدی زد که خدا قسمت کافر نکند

نظرات