
منِ تشنه رو به دریا برسون دادِ عشقمو به دنیا برسون رفیقی که اول سال حرمی سلام منو به آقا برسون سلام آقا که الان رو به روتونم۲ من اینجامو زیارتنامه میخونم حسین جانم بذار سایت همیشه رو سرم باشه قرار من شب جمعه حرم باشه حسین جانم آشفتم کربلا گفتن خونت گفتم کربلا دست و پامو که گم میکنم رو خاکت میافتم کربلا ***** زیادِ عالمو نیزه کمش کرد تنو نعلای تازه دَرهَمش کرد بزرگِ خاندانِ اهل بیتو زیرانداز دهاتیا جمعش کرد حالا که هرچی بود دیگه گذشت تَهِ گودال جای مادرت نبود کاری با طرز بریدن ندارم خدایی خورجین جای سرت نبود یکی تَهِ گودال لباساتو پرت کرد شلوغیِ خیمه حواستو پرت کرد حرف حق زد چقدر نیزه به خوردش دادند آب میخواست سر نیزه به خوردش دادند عذاب کردنت، منعِ آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت شرم از شیوَن و از گریهی ما کن، بس کن پشت و رویش نکن انقدر، حیا کن ***** پیکرش تا جدا جدا میشد کار زینب خدا خدا میشد پیکرش را که پشت و رو کردند تازه زخمها داشت وا میشد کاش پیش از رسیدن زینب شمر از روی سینه پا میشد ***** بلندشو از سینهی عشقم خنجرو بردار از گلوگاش دلت نمیسوزه میبینی شماره افتاده نفسهاش السلامُ علی الاعضاءِ المُقَطَّعات چه بلایی به سرش آوردن نیزهها حنجرشو آزردن کاش فقط انگشترو میبردن نجاتش بدید قتلگاه که جای دیدن نیست زود راحتش کنید رو تنش پا نذارین کمتر اذیتش کنید