
نگات میکنن، میخندن بهت ببینید حسین، چقدر بیکسه نه حتی زره به اندازشه نه حتی پاهاش به زین میرسه این بچه، با این سن نمیشد عازم ای کاش برگرده، از میدون الهی قاسم ای کاش اون جسم کوچیکش بمونه سالم ای کاش (ای ماه مجتبی برو خدا بههمرات) یه پیرهن فقط تنت کردمو سپردم تو رو به دشت و نسیم چرا دورتو گرفتن همه با سنگ میزنن به بچه یتیم زخمای پهلوشه چه بیامون خدایا جسمش رو میبَرم کشون کشون خدایا هم قدِ اکبر شد این نوجوون خدایا (ای ماه مجتبی برو خدا بههمرات)