
نوه ی بارون پسر دریا لالایی مادر پسرم لالا لالایی دست و پا نا نداره عمو میره برات آب میاره مگه خبر نداری رسیده موسم پر زدن و تو که نمیدونی حال منو آخه پسر نداری کاشکی مرگ من برسه حالا داغ دست و پات نفست سرده کاش دعا کنی دعای بارون کاش دعا کنی عمو برگرده لالالالا گل لاله لالالالا گل پونه لالالالا دلم تنگه دلم خونه لالالالا علی اصغر لالالالا علی اصغر گل ها از فریاد خیلی میترسن از صدای داد خیلی میترسن قیامتی شده تو معرکه با تو چه کرده این سه شعبه که به مو سر تو بنده میبینی غربت مادرتو اونی که پاره کرد حنجرتو به مادرت میخنده مونده رو لبت جای لبخندت گریه میکنم دلم آتیشه قتلگاه تو بغل بابا پشت خیمه ها حرمت میشه لالالالا علی اصغر لالالالا علی اصغر شدی هم بازی تو با سر نیزه میبینی مادر چقدر نیزه سرتم روی نی بسته کشی الهی بشکنه دست کسی که سرت رو جدا کرد جلو جلو میری باشه برو رو دل من گذاشت داغ تو رو بلا ببینه نا مرد تشنه رفتنت منو آبم کرد بغض تو گلوم خود فریاده کاش بمیرم و نبینم مادر زیر دست و پا سرت افتاده