
نفس بکِش کبوتر بخواب علیاصغر خدا بزرگه مادر علی لالایی تشنه و نیمهجونی تو فکر آسمونی چیکار کنم بمونی؟ علی لالایی بمیرم این همه تَرَک روی لباته چشم همه اهل حرم سوی فراته عموت با مَشک از اینجا رفت چشات به خوابِ دریا رفت تبت دوباره بالا رفت علی لالایی بالام، لایلای، لایلای گولوم، لایلای، لایلای علیم، لایلای، لایلای سهشعبه خورد به قلبم یهجوری خورده محکم رگات جدا شد از هم علی لالایی محاله که بمونی راهیِ آسمونی زیر عبای خونی علی لالایی برا تو گریه میکنن ماه و ستاره آخه هنوزم تشنهشه گلوی پاره بزرگ شدی از کِی مادر؟ دلم میسوزه ای مادر نیفتی از رو نِی مادر علی لالایی