نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مقتل کشته ما رو میگن آتیش زدن چوب نیزه ها رو آتیشه حسینم کاش بمیرم آخر من پیش حسینم اونکه حرف غارتو پیش کشید نیزه رو صورت خاکیش کشید قبل از اینکه سمت خیمه بره خاک گودالو به آتیش کشید وای اباعبدالله وای اباعبدالله لب تشنه کشتنت وای اباعبدالله گودالو بخونم دو سه خط منتهی الآمالو بخونم عطشانو بخونم دو سه خط منتهی الآمالو بخونم همه روضه های تو جانسوزه خوندم این عبارتو چند روزه دست و پا میزدی و میگفتی آی زینب جگرم میسوزه بردن پیرهنت رو قتلگاه تاریکه گم کردم تنت رو دستامو بریدم نیزه ها رو از تنت بیرون میکشیدم همه جا گرد و غبار افتاده کار تو به نیزه دار افتاده همه رفتن از تو گودال ولی بدن تو اون کنار افتاده حسین ای بی کفن موندی بلاتکلیف، داغ تو پیرم کرد روزِ بیابون داغ، شبِ بیابون سرد نیازی به تشیع جنازه نبود نیازی به نعلهای تازه نبود میومد صدات امّا واضح نبود غمِ حسینم بَده صدات کنم جلو همه حسینم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد