مرکبها سیراب بودن
حسن عطاییپسندیدن48
بازدید28.5K
مرکبها سیراب بودن اما هنوز تشنه بودی، سه روز تشنه بودی وسط مقتل با آه سینهسوز، تشنه بودی تشنه جنگیدی تشنه جون دادی سر پیری به چه روزی آخه افتادی مسخرش کردند، اهل آبادی سر پیری به چه روزی آخه افتادی من بمیرم که واسهی گریههات، خنده کردند دختراشون به اشکهای دخترات، خنده کردند ظهر عاشورا، قاتلت ای کاش حرمت ریش سفیدتو نگه میداشت سختمه حرفاش، کاش میشد داداش حرمت ریش سفیدتو نگه میداشت