موندی بلا تکلیف
حسن عطاییپسندیدن44
بازدید29.8K
موندی بلاتکلیف، داغ تو پیرم کرد روزِ بیابون داغ، شبِ بیابون سرد کسی نیست شبا چیزی بندازه روم هنوز خونِ تازه میاد از گلوم لباست رو بردن بره آبروم بیآبرو شه لباسِ کهنهتو میخواد کجا بپوشه؟ هلهله میکرد پیرهنتو میبرد بازم گِله میکرد حیا نداره که لااقل عباتو رو تنت بذاره (غریبِ مادر، غریبِ مادرم حسین)۲ با خونِ تو خاکِ گودالو گِل کردن کی فکرشو میکرد با اسب برگردن؟ نیازی به تشیع جنازه نبود نیازی به نعلهای تازه نبود میومد صدات امّا واضح نبود ادامه دادن به قاتل تو قولِ عمامه دادن گلایه دارم نشد تنت رو زیرِ سایه بذارم غمِ حسینم بَده صدات کنم جلو همه حسینم