
شیرین شود به بردن نام تو کام ما این یاحسینِ ماست شراب مدام ما تنها دو قطره اشک برای تو ریختیم زهرا به یاد خویش سپردهست نام ما اسلام ما سجده به سمت ضریح توست ششگوشه است قبلهی هر السلام ما خرد و کلان برای تو مجلس گرفتهاند روضهست اجتماع خواص و عوام ما از بین جمع چند شهید انتخاب کن چشم تو را بگو که گرفته کدام ما هنگام مرگ، همچو وهب بیسرِ توایم جانم فدای لحظهی حُسن ختام ما مثل حبیب عشق تو را جار میزنیم نامت شنیده میشود از پُشت بام ما گفتی به جُونِ خویش که آزادی و برو او گفت زندگیِ پس از تو حرام ما این حرف نافِع است به اصحاب کربلا نفعی نبود و نیست بهجز با امام ما ما را عقیله دور و برت جمع کرده است دخت علیست علت این انسجام ما وقت غروب بود که زینب بلند گفت خولی قدم گذاشته به بین خیام ما