نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لبهای عطشناک تو آغاز حیات است دین است، یقین است، عروج از صلاة است با نبض تو باید بتپد قلب جهانی نبضی که نمایانگر محیا و ممات است خورشید حضورت، بقی اللیل و نهار است هر روز فلک از اثر نور تو مات است تنها نه زمین بلکه نگاه نگرانت آیینهی بالندگی کل کُرات است شش گوشه مگو، کعبهی مقصود همینجاست اِحرام ببندید که رمی جمرات است لبیک بگویید که سُکّان سماوات بر عرشهی این کشتی جانبخش نجات است گهوارهی موسی ست که با بالش خونین افتاده به امواج پریشان فرات است این بانگ حسینی که رسیدهست به عالم دعوت به ستم سوزی و اِحیای زکات است تکرار صدای عطش آلود تو در باد تا جمعهی موعود، مناجات سمات است بر منبر دلها چه غریبانه نشسته است این خطبهی جانسوز قتیل العبرات است با بال و پری سوخته تا عرش پریده است پروانهی سرخی که سفیر صلوات است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد