نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مجنون اسیر توست، نه لیلای دیگری دارد جهانِ عشقِ تو دنیای دیگری از چشم تو نگاه طلب کردهام، همین در من نبود و نیست تمنّای دیگری افتادم از طفولیتِ خود به پای تو بوسه نبردهام، طرفِ پای دیگری میراث بی تو قائلهی جاودانگی گشتم نبود مثل تو مانای دیگری تنبیه کن مرا تو اگر غیر حرفِ تو روی زبان نشست الفبای دیگری دل خانهی تو بود، خرابش بکن اگر غیر از غم تو گشت، پذیرای دیگری من نوکرم درست به دردت نمیخورم نسپر مرا حسین، به آقای دیگری جز خانهی تو ای همه خوبی و مرحمت جایی نمیدهند، مرا جای دیگری امروز اگر گذشت و نمردم برای تو از من قلم بگیر تو فردای دیگری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد