نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نه فرش طاقتِ این شرمِ بینهایت داشت نه عرش راهِ صبوریاش استطاعت داشت نه آسمان به این دردِ سخت عادت داشت نه هیچ فاتحهای مثلِ آن حکایت داشت نه شمس طاقتِ دیدارِ این شقاوت داشت نه ذوالجناحو دگر تابِ استقامت داشت نه سیدالشهدا بر قتال طاقت داشت شرار و شعله به پا تا سرِ امیر افتاد که لرزه بر همهی پایههای دین افتاد ز ساقِ عرشو مگر نورِ پنجمین افتاد نه فالِ عرضو سماء دردو غم قرین افتاد میانِ خاکِ بلا شاهِ مهجبین افتاد بلند مرتبه شاهی زِ صدرِ زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد حرم دگر به کفِ دشمنِزبون گردید ز خونِ خنجرِ او دشت لالهگون گردید ز نالهاش دلِ افلاک غرقِ خون گردید بهکامِ تشنه زِ تن جانِ او برون گردید ز حالِ او دلِ عالم پر از جنون گردید هوا ز بادِ مخالف چون نیلگون گردید عزیزِ فاطمه از اسب سرنگون گردید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد