نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب رحمت ، شب توبه ، شب فطرس شدن آمد در این غوغای عجز، از معجزه امشب سخن آمد بخوانید انما، حُسنِ ختام پنج تن آمد کرم باران شده عالم ، علمدار حسن آمد دوباره یاس بی مثل مدینه، یاسمن دارد جناب حیدر کرار، از امشب دو حسن دارد گنهکاران، گنهکاران، برات آمد، برات آمد برای هر چه لا ممکن ، خبر از ممکنات آمد بگو بر خضرهای تشنه لب ، عین الحیات آمد چه غم از موج طوفانها ، که کشتی نجات آمد رسیده حضرت معشوقِ بی پایانِ دورانها همان ساده ترین راهِ رهایی بخشِ حیرانها سلام ای لطف بی پایان ، خدای مهربانیها پرِ پرواز خاکیها ، حسین آسمانیها امانی امن تر از تو ، ندارد بی امانیها چه لذت بخش تر از این ، شود نذرت جوانیها تو آن پیری که پیران طریقت ، پیر این دِیرند غلامانت چو اربابان، رها از منت غیرند سلام ای ناب تر، از لحظههای آشناییها سلام ای خوش تر از ساعاتِ آغازِ رهاییها سلام ای یوسف، مصر بقای کربلاییها سلام السابقونَ السابقونِِ مجتباییها تو آن ضرب المثل بین کرامت آفرینهایی چه غم از بی کسی وقتی، کس بی کس ترین هایی تو آن هستی که تا محشر ، جهان باشد به فرمانت تو آن شاهی که مادر می کند، فرزند قربانت نبودی آدم و حوّا ، شدند اول مسلمانت نبودی شد خدا، سر حلقهی مرثیه خوانانت نبود ارض و سما اما، تو مثل مرتضی بودی نبودی ظاهراً اما، رفیق انبیا بودی فدای آن پیمبر که، تو هستی زینت دوشش فدای کعبه ای که عشق تو کرده سیه پوشش منم مجنون آن مجنون، که تقدیم تو شد هوشش خوشا رندی که در روضه، قدح نوشیده با گوشش تو ای ساقی کریمانه، به خوب و بد سبو دادی تو ای با آبرو، حتی جنون را آبرو دادی من آن رودم، که خیلی تشنهی دیدار دریایم حلالم کن که گم گشته ، حسین بچگیهایم چه شد آن حال رویایی، چه شد آن عشق زیبایم چه شد آن روضه گردیها، چه شد آن شور و غوغایم تمام دلخوشی من ، به الطاف مدام توست عوض کن حال و روزم را ، عوض کردن مرام توست محرم حال عالم، احسن الاحوال میگردد به گِرد روز عاشورا، تمام سال میگردد همین که بین ما، حرف از غم گودال میگردد زبانها از بیان ماجرایت لال میگردد تو را که آسمانیها، به جسمت پیرهن کردند چرا از خاک و خون اینجا، تنت آقا کفن کردند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد