تصویر حاج محمدرضا طاهری - او آمدو ختم کرد صحبت هارا

او آمدو ختم کرد صحبت هارا

[ حاج محمدرضا طاهری ]
(او آمد و ختم کرد صحبت‌ها را)۲
معطوف به خود نمود نیت‌ها را

یک جذبه نمود عشق و از جذبه‌ی خویش
یک‌مرتبه پا کرد فطرت‌ها را

خندید ولی به شرطِ گریه ز غمش 
دادند به انبیاء نبوت‌ها را

(او کیست که در طلیعه‌ی میلادش
بردند به سمتِ غصه، بَهجت را)۲

جبرئیل بجای وحی، از جانبِ حق
آورد سلام‌ها، تحیت‌ها را

او آمد و جلوه کرد و محکم بستند 
بر گیسوی او رشته‌ی الفت‌ها را

تا لذت عشق را چشانید به ما
کردیم رها تمامِ لذت‌ها را

فریادِ "أنا الفقير" سردادیم و
دادند به ما جمیعِ ثروت‌ها را

او آمد و در مورخِ میلادش 
تاسیس نمود کلِّ هیئت‌هارا

(یک ذره محبتش به ما قیمت داد
با آمدنش شکست قیمت‌ها را)۲

آقای شهید‌ها تجلی کرد و
در بُهت کشاند جمیعِ حیرت‌ها را

هنگامِ نمازِ شکر از هیبت او
خواندیم به حالِ سجده رکعت‌ها را

پس مژده رسید گوهرِ ناب آمد
در سجده بیفتید که ارباب آمد

امروز خدا به دستِ ما ساغر داد
بر مِی‌زدگان مِیِ جنون‌آور داد

میخانه به وجد آمد و با مستی
پیمانه به دستِ ساقیِ کوثر داد

پیچید شمیمِ سیب در مُلکِ وجود
تا سیبِ بهشت را خدا نوبر داد

دو بحرِ خروشان که بهم پیوستند
از دامنِ سروران به ما سرور داد

آسیه رسید، مریم آمد ز بهشت
پیغامِ سرورِ ساره بر هاجر داد

صدیقه گل از گلش شکوفا گشت و
قنداقه‌ی نور را به پیغمبر داد

هرچند اباالحسن حسن داشت
ولی امروز خدا حسین بر حیدر داد

اسبابِ شفاعتِ همه عالم را
یکجا به جنابِ شافعِ محشر داد

گهواره به یُمنِ صاحبِ گهواره
اعجاز نمود و فُطرسش را پَرداد
 
او آمد و رونمای او حَیِّ جلیل
بر فاطمه گوشواره‌ای دیگر داد

(یک‌عمر رحیمِ منّتِ زهراییم)۲
دلداه شدیم و او به ما دلبر داد

شاهانه قدم گذاشت در عرصه‌ی عشق
از لطف، مقامِ شاه بر نوکر داشت

از جانبِ کردِگار با خِیلِ مَلک
جبرئیل رسید و بانگِ شادی سرداد

تعظیم کنید روحِ ایمان آمد
سلطانِ کرم، قدیم‌ُالاحسان (آمد)۳

(حاجاتِ نگفته را روا کرد حسین)۲
ما را که تمام با خدا کرد حسین

درهای بهشت رو به مردم وا شد
آن لحظه که چَشمِ خویش وا کرد حسین

خنجر نکشیده عاشقانش را کشت
بی‌سر شد و قصدِ جانِ ما کرد حسین

اول ز خدای خویش دل برد و
سپس در عرش، حسینیه بنا کرد

با حنجرِ خشک زیرِ خنجر رفت و
در حقِ تمامِ ما دعا کرد

فرزندِ ابوتراب با تربتِ خویش
هر درد که بود را دوا کرد حسین

بر قله‌ی عشق پرچمش را کوبید
بر نیزه چو زلف را رها کرد حسین

ناگاه هوایِ دیده بارانی شد
آنجا که نبی تو را صدا کرد حسین

از گریه‌ی فاطمه همه نالیدند
زهرا چه قیامتی به‌پا کرد حسین

شمشیر و سنان نکرد کاری را که 
با جانِ تو نعلِ اسب‌ها کرد

بر جسمِ تو تاخت زیر‌و‌رو ساخت تورو
طوری که عقیله نیز نشناخت تورو

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد