زلفت اگر نبود نسیم سحر نبود

زلفت اگر نبود نسیم سحر نبود

[ مهدی اکبری ]
زلفت اگر نبود، نسیم سحر نبود
گمراه می‌شدیم نگاهت اگر نبود

مِهر شما به دادِ تمنّای ما رسید
ورنه پل صراط چنین بی‌خطر نبود

تعداد بی‌نظیریِ تو روی این زمین
از چهارده نفر بخدا بیش‌تر نبود

پیراهن اشتیاق نسیمانه‌ای نداشت
تا چشم‌های حضرت یعقوب تَر نبود

بی تو چه گویمت که در این خاکِ سرزمین
صد‌ها درخت بود ولیکن ثمر نبود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده‌ای؟
ای مَرد باوقار چرا دیر کرده‌ای؟

*****

این جشن‌ها برای تو تشکیل می‌شود
این اشک‌ها برای تو تنزیل می‌شود

وقتی برای آمدنت گریه می‌کنیم
چشمان ما به آینه تبدیل می‌شود

بوی خزان‌گرفته‌ی پاییز می‌دهد
سالی که بی نگاه تو تحویل می‌شود

ایمان ما که اکثراً از ریشه ناقص است
با مَقدم ظهور تو تکمیل می‌شود

تقویم را ورق بزن و انتخاب کن
این جمعه‌ها برای تو تعطیل می‌شود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده‌ای؟
ای مَرد باوقار چرا دیر کرده‌ای؟

*****

ای آخرین توسّل خورشیدِ بام‌ها
ای نام تو ادامه‌ی نام امام‌ها

می‌خواستم بخوانمت امّا نمی‌شود
لکنت گرفته‌‌اند زبانِ کلام‌ها

ما آن سلامِ اوّل ادعیه‌ی توئیم
چشم‌انتظار صبحِ جوابِ سلام‌ها

حالا چگونه دستِ توسّل نیاوریم
وقتی گدا به چشم تو دارد مقام‌ها

از جانماز رُو به خدای بهشتی‌ات
عطری بیاورید برای مشام‌ها

ای آخرین بهار چرا دیر کرده‌ای؟
ای مَرد باوقار چرا دیر کرده‌ای؟

*****

ای التماس و خواهشِ بالا، دوازده
ظهرِ اذانِ عقربه‌ی ما، دوازده

من حقّم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله‌ام نساختم با دوازده

با چند نمره باشد اگر رد نمی‌شوم
یک، دو، سه، هفت، هشت، نه دوازده

بی تو تمامِ اهل قیامت رفوزه‌اند
ای نمره‌ی قبولیِ دنیا، دوازده

ثانیه‌های کُند توسّل می‌آورند
یا صاحب الزّمانِ خدا، یا دوازده

امروز اگر نشد ولی یک روز می‌شود
ساعت به وقتِ شرعیِ زهرا، دوازده

ای آخرین بهار چرا دیر کرده‌ای؟
ای مَرد باوقار چرا دیر کرده‌ای؟

*****

هر شب کنار پنجره‌های وصال تو
حرفِ تو بود، آمدنی که قرار بود

آن روزها که بوی تو در سال می‌وزید
پاییز هم برای درختان بهار بود

حتّی نگاه کردنِ خورشیدِ جمعه هم
نذر ظهورِ دولتِ چشمِ نگار بود

جمعیّتی به ناله‌ی ما گریه می‌شدند
از بس که آهِ ندبه‌ی ما گریه‌دار بود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده‌ای؟
ای مَرد باوقار چرا دیر کرده‌ای؟

*****

دارد دوباره میوه‌ی ما کال می‌شود
پرواز ما به دورِ پَر و بال می‌شود

در آسمان و در شبِ شعرِ خدا هنوز
قافیه‌های چشم تو دنبال می‌شود

یعنی تو آمدی و همه گرمِ دیدنت
وقتی کنار پنجره جنجال می‌شود

روز ظهور تو که دقایق ستاره است
روشن‌ترین خاطره‌ی سال می‌‍‌شود

بیش از تمامِ بال و پَرِ یاکریم‌ها
دستی که بوده فاطمه خوشحال می‌شود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده‌ای؟
ای مَرد باوقار چرا دیر کرده‌ای؟

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام زمان (عج)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام زمان (عج)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های مهدی اکبری

نظرات