
رخصت بده عمو منم میدون بیام باید نشون بدم فرزندِ مجتبام عمه دارم میرم تو خیمه ها بمون حرف از زره نزن جوشن کبیر بخون بابا جون اسمت اومد دشمنا سر تا پا کینه شدن یکدفه از شیش طرف به سمت من اومدن گرچه، پر از زخم تنم زیباست هنوز خندیدنم رؤیام، شده پیش عمو جون دادنم *** مولا تو چشم من دیدی شجاعتو شیرین تر از عسل دیدم شهادتو بسته زبونِ من حال منو ببین آهسته می کشم پامو روی زمین یا حسین میرم که تو قتلگاه نبینمت غرق خون تو رو خدا امشبو کنارِ عمه بمون میرم، نبینم خنجرو میرم، نبینم حنجرو میرم، نبینم بر روی نیزه سَرو