راوی میگه دیدم قاسم وقت رفتن

راوی میگه دیدم قاسم وقت رفتن

[ میثم مطیعی ]
راوی میگه دیدم، قاسم وقت رفتن
پوشیده بود ای وای، تنها یک پیراهن

راوی میگه دیدم، مولا چه غمگینه
وقتی قاسم رو اسب، با سختی می‌شینه

وای، امانتی مجتبی...
وای، ای وای

راوی میگه دیدم، بین اون جمعیت
قاسم از رو مرکب، تا افتاد با صورت

حمله کردن سمتش، وقتی که ضربه خورد
دیدم اومد مولا قاسم رو با خود برد

وای، امانتی مجتبی...
وای، ای وای

راوی میگه دیدم تو آغوش مولا
پاهاشو می‌کشید قاسم روی خاکا

دیدم دیدم قدش هم قد مولا شد
دیدم خیلی بیشتر قد حسین تا شد

وای، امانتی مجتبی...
وای، ای وای

راوی میگه اما دیدم تو قتلگاه
مولا تنها بود و می‌کشید از دل آه

راوی میگه دیدم تا افتاد با صورت
اومدن کوفی‌ها تنها واسه غارت

وای، غریب کربلا حسین
وای شهید سر جدا حسین
وای، ای وای

وای غریب کوچه‌ها حسن...

غریب کوچه‌ها شدن با من با من
غریب کربلا شدن با تو با تو

دیدن مادر روی خام با من با من
دیدن خواهر روی خاک با تو با تو

وای غریب کوچه‌ها حسن...
وای ای وای

وای، غریب دشت کربلا...

پربازدید‌ترین‌های زمزمه قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های میثم مطیعی

نظرات