تصویر محمدحسین حدادیان - خاطره‌ی اولین بار نگاه به صحن علمدار

خاطره‌ی اولین بار نگاه به صحن علمدار

[ محمدحسین حدادیان ]
سلام آقا، که الان رو به روتونم
من اینجامو زیارت‌نامه می‌خونم

حسین‌جانم

حَرَم گفتم، هوای کربلا کردم
هواییتَم، فقط دورِ تو می‌گردم

حسین جانم

****

خاطره‌ی اولین بار
نگاه به صحنِ علمدار

دلم رو کرده گرفتار
ممنونتم اِی‌یار

من و یه دلِ هوایی
خسته شدم از جدایی

می‌خوام بشم کربلایی
مُردَم ز تنهایی

****

روضه نمی‌خواهد تَنی که سر ندارد
قربانِ آن آقا که انگشتر ندارد

یک جای سالم هم در آن پِیکر ندارد
جایی برای بوسه‌ی خواهر ندارد

****

(صورتم رو به کربلا می‌کنم
از تَهِ دل تورو صدا می‌کنم) ۲

نمازم رو به گنبد و حَرَمِ 
پِیکرِ بی‌سَر اِقتدا می‌کنم

آقام آقام، آقام آقام آقام

****

یه روز می‌بینی 
از آبله‌هام، میگم به بابام

کتک می‌زدی 
به جای سلام، میگم به بابام

میگم به بابام 
موهامو کشیدی

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه محمدحسین حدادیان امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های محمدحسین حدادیان

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد