
به رسم ادب زدم زانو پیش پای خدای غضب همونی که مثلش نیست تو عجم تا عرب همونی که وقت رزمش تو لشکر میگن امیرالمومنینه این که یا لَلعجب علی روزی نشسته عباس غرور شمر و شکسته عباس عَلم بالا و دوعالم پایین ستون خیمه رو دست عباس چاره میکنه برا اصغر دستاشو گهواره میکنه اموننامهی دشمن رو پاره میکنه مهم نیست که نیزه داشته باشه یا که نه با چشماش هم لشکر رو بیچاره میکنه یا عباس یا سیدی به رسم وفا زدم باده از جام ساقی کربلا عَلمدار خوش قدّ و قامت نینوا به نامِ نامیِ سردار اُمُّ البنین همون که ظاهر شد با هیبت مرتضی اگه شمشیرو بخواد برداره سپاهی پا به فرار میذاره بنازم گیسوی عباسو که برای دشمن طناب داره حمله میبَره داری بدجوری از دشمن زَهره میبَره عَلم رو تا بالای هر قله میبره با این اوصاف اصلا نیومده واسه جنگ داره مشک و آبو سمت خیمه میبَره یا عباس یا سیدی