دلبر جانانه ساقی می‌خانه

دلبر جانانه ساقی می‌خانه

[ حسین ستوده ]
دلبر جانانه ساقی میخانه 
آخرش می‌شم از عشق ایوون طلا دیوانه دیوانه 

جنونم علی
 خدا رو دادی نشونم علی 

لقب شیر و به گرگ نمی‌دن 
مولانا یه نفره اونم علی

 قدر ناب، یل جذاب، همه مردم، علی مولا مولا  
علی حق، یل خندق، شه مطلق 

اهل تبری‌ایم عبد زهراییم
افتخارمون اینه شیعه‌ی مولاییم

اهل تولی‌ایم عبد زهراییم
ساکن روضه و در عرش معلایم
 
کی به غیر از علی داره بازوانی قوی چون کوه 
نبض طوفان تو دستاشه شک که داری بپرس از نور
 
هر کسی از حیدر کینه داره بدونه 
شک نکن اینو از آدمیت بیرونه 
ما روایت داریم خصم مولای ما 
یه حرومزاده است مادرش...

نظرات