وقتی که شمشیرو حمایل کرد

وقتی که شمشیرو حمایل کرد

[ حسین ستوده ]
وقتی که شمشیرو حمایل کرد 
نگاهو به معرکه مایل کرد 

عموی خیمه نامه‌ی عمر 
تمومی لشگرو باطل کرد

تا به حالا گریه نکرده 
این اباالفضل، خدایی مَرده 

سر قولش می‌مونه عباس
(بدون مشک بر نمی‌گرده)۲ 

یل مرتضی، واسه بچه‌ها
دریا رو می‌بره تا دم خیمه‌ها 

از رو مرکبش می‌پره زمین
لرزه میندازه به سرزمین کربلا

یاس بهاری، چه گلعُذاری
خیلی شباهت به فاطمه داری

حلما، ریحانه، جان جانانه
تو بزرگ دنیا، هستی دردانه

دردونه، وقتی اباالفضل 
می‌ذاره تو رو، رو‌ شونه 

خدا ماه رو دور سر تو می‌گردونه
آره زمینم مثل آسمون حیرونه
این بی‌بی زهراست یا رقیه خاتونه؟! 

حجابه رقیه، آفتابه رقیه
تو رگ‌هاش خونِ ابوترابه رقیه
من انقلابیم به انقلابِ رقیه
فداییِ حسینه مرحبا به رقیه 

دوسش دارم یه عالمه
دختر پادشاهمه

نظرات