چه خبریه توی میدون اومده پسر علی همه میترسن از اخمش وارث جگره علی شبیه باباش شمشیر میزنه پسر علی لشگر در تکاپو،شیر اومد به پیکار به چه با شکوهه، ای ولله علمدار دم ورودش، راهو گشودش شبیه ماه میدرخشه، کلاه خودش همهی لشکر، پا به فراره خوش به حال حیدر، چه پسری داره یا ابوفاضل... وقتی که شمشیرو حمایل کرد نگاهو به معرکه، مایل کرد عموی خیمه نامهی عمرِ تمومیه لشکر و باطل کرد تا به حالا، گریه نکرده این ابالفضل، خدایی مَرده سر قولش، میمونه عباس بدونه مشک، برنمیگرده یل با جگر، فاطمی سیَر ماشاالله به، هیبت قمر ام البنین، قمر آفرین خونت آباد باشه خانوم با این پسر