
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند به آسمان رود و كار آفتاب كند در بیت آفتاب مَه تام کیست؟ تو اوّل زنِ مجاهد اسلام کیست؟ تو پیغمبرِ خدا به تو عرض ارادتش زهراست همکلام تو پیش از ولادتش گویی که با تو گرمِ سخن بود فاطمه حتی به لحظههای غروب شهادتش با آن که سالها زِ جهان چشم بستهای انگار دور بستر زهرا نشستهای ای اُمِّ پاک آل نبّی، اُمِّ مؤمنین ای مادربزرگِ امامان راستین روزی که یارِ هر دو جهان یاوری نداشت روزی که آن معینِ بشر بود بیمعین مردانه ایستادی و کردی حمایتش تا ماند جاودانه چراغ هدایتش ای قامتت به قائمِ توحید قائمه دشمن شدند با تو دغل دوستان همه از هستِ خویش دست کشیدی و ذات حق بخشید گوهری به تو مانند فاطمه الحق تویی تویی تو که کفو پیمبری شایستهای که بهر نبّی کوثر آوری آزرد ای فرشتهی حق اَهرِمن تو را زخم زبان زدند به هر انجمن تو را از بس که ریخت عطر قداست زِ پیکرت پیراهن رسول خدا شد کفن تو را از بس بلند بود مقام و جلال تو گردید سال حزنِ نبّی ارتحال تو روح مقدّست چو به پرواز میشود درهای غم به قلب نبّی باز میشود در فصل خردسالی و آغاز زندگی بیمادریِ فاطمه آغاز میشود اشک نبی برای تو ای جانِ پاک ریخت با دست خویش بر تن پاک تو خاک ریخت **** پرچمت گر سرنگون شد من نگه میدارمش غم مخور بعد از تو پشتیبانِ پرچم زینب است مرجع اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود شب نگهبان در کنار نهر علقم، زینب است