بس کن دیگه، باز داری به آب رو می‌زنی

بس کن دیگه، باز داری به آب رو می‌زنی

[ حسین ستوده ]
بس کن دیگه، باز داری به آب رو می‌زنی
کشتی منو، رو خاک داری بازو می‌زنی

تو افتادی، زمین خوردم
پاشو داداش ببین دستاتو آوردم

من این پایین، تو بالا
بخواب رو نیزه لالایی لالا لا

کجا شکایت کنم
حق بده شبا با گریه با تو صحبت کنم
من نمی‌خوام که عزیزم تو رو اذیت کنم

ای عزیز کربلایی، سایل اومده گدایی
الامان الامان 

بوی بهشت، می‌رسد از کربلای تو
اشکام تموم نمیشه
حرفام تموم نمیشه با تو
من می‌شنوم انگار صداتو 

خورده نگیر از حال و روزم
بدجور دلم کرده هواتو

حس کردن تو زندگیمه
این دیگه عین عاشقیه

هر چی دروغم گفته باشم
اشکام که دیگه واقعیه

اومدم اعتراف کنم، با تو دلم رو صاف کنم
من کم آوردم به اباالفضل

نظرات