
بدون تو امید ما سراب می شود ، بیا ... تمام شهر بر سرم خراب می شود ؛ بیا ... بکش به آتش اشک را تو آه کشان میان ما ... که دل کنار گریه ات ، کباب می شود ، بیا ... بیا بیا عزیز فاطمه بیا ... مسافر مدینه بیا ... آقا اگر کمی محبتت نصیب تشنه ای شود ... برای او نفس فقط عذاب می شود ، بیا ... برای حضرتت بگو که مادرت دعا کند ... دعای مادر تو مستجاب می شود ، بیا ... رسید روضه ی عطش ... شنیده ام برای تو که آب خوشگوارم مذاب می شود ، بیا ... کنار خیمه مانده و فقط خدا خدا کند ... حرم اسیر گریه ی رباب می شود بیا ... طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب ... لالا گلم ، عزیزدلم اصغرم بخواب ... شرمنده ام که شیر ندارم به سینه ام ... ناخن مکش تو خاک مکن بر سرم ، بخواب ... آرام که نمی شوی ، ای میوه ی دلم ... خیمه به خیمه هر چه تو را می برم ، بخواب ... نزدیک به سه روز و سه شب می شود علی ... پلکم بهم نیومده مادر ، برم بخواب ... لالا گلم ببین که شبیه تو تشنه ام ... آتش مزن به جان من ای مادرم ، بخواب ... پسرم من خواب دیدم که سرت روی نیزه بود ... خواب و خیال بود نشد باورم ، بخواب ... لالا لالا گرما به چشات خواب آورده ... فاطمه برات آب آورده ... تشنته می دونم ؛ گرسنته می دونم ؛ سرت به روی شونه است یه مدته می دونم ... بریم شاید بگیریم جواب ، شاید ... بریم شاید تو بری به خواب ، شاید ... بریم شاید برسیم به آب ... وقتی تورو رو دست گرفتم ... توی دلم همه اش می گفتم ایشالا که جواب می گیریم ... برات یه قطره آب می گیرم بعد سه چهار روز التماسو ... از چشمای رباب می گیرم ، جواب می گیرم ... اما یه تیر منو جواب کرد ، آرزوهامونو خراب کرد ... نمی دونم چه جوری زد که گلوتو آب کرد ... نه که از حنجر تو چیزی نمونده که ... حتی از سرت چیزی نمونده ... برای مادرت چیزی نمونده ... تو رو زیر عبا گرفتم ، ببین چطور عزا گرفتم ... خدا می دونه ، ترسم اینه که مادرت رباب ببینه ... بی هوا کشتنت عزیزم ، شبیه محسن تو مدینه ... رباب نبینه ... هی میرم و هی بر می گردم ... می دونی بابا چیه دردم ؟ تو بغلم جون دادی و من نگات می کردم ... درسته که تا همیشه سربلندی ، کاش توی گریه ی بابات نخندی ... چشماتو با دست خودت نبندی ... لای لای بالام علی جان ...