نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای مزار من چراغِ قلب ایران شما آسمانیها زمین بوس خراسان شما سایۀ گلدستههایم سجدهگاه آفتاب گنبد زرّین من خورشید تابان شما من حجازی میزبانِ کُلّ خلقِ عالمم گشتم اینک در بهشت طوس مهمان شما آمدم در محفل پروانههای اهلِ بیت از کرامت گشتهام شمعِ فروزان شما صبحدم چون بگذرد از طرف ایوانم نسیم چارده معصوم گُل روید به دامان شما قبلۀ هفتم، وصیِّ هشتمِ ختم رسل ضامن آهوی صحرا و بیابان شما آب سقّا خانۀ من لذةٌ لِلشّارِبین گرد صحنینام بود داروی درمان شما میفروزد پرتو مِهرم به دلها روز و شب میدمد عطرم زِ خاک مُشک افشان شما قلبتان از نور من پیوسته میگیرد صفا پر بوَد از شور من دائم نمکدان شما ای مرا همسایه، یاران خراسانیِّ من با شمایم جان زوّار من و جان شما وادی ایمن بود ایران، خراسان است طور زادۀ موسی بود موسی بن عمران شما گر شما باشید با ما در خط فرمان ما آورم فرمانروایان را به فرمان شما شعلههای فتنه سر برداشتند از چار سو در پی سوزاندن بنیاد و بنیان شما مهر من برداً سلاما بوده در این سرزمین با ولای من شده آتش گلستان شما مُهر مقبولیّ تهلیل شما مهر من است دوستیِّ ما بود امضای ایمان شما تا رضا دارید در میدان ایثار و شرف هیچ نامردی نگردد مرد میدان شما این کبوترها همه هستند دور این حرم در کنار من هوادار و نگهبان شما هر کجا رفتید برگردید سوی این حرم جز سر کوی رضا دنیاست زندان شما پرچم سبزی که باشد بر فراز قبّهام تا قیامت آبرو بخشد به ایران شما مهر ما بوده است پیش از بودتان در آب و گل مدح ما شد ثبت از اوّل مهر دیوان شما جانتان بی ما نگردد از بدنهاتان جدا میشود آغاز با ما روز پایان شما گر ولای ما در ایران شما حاکم نبود در گل ولای عدم گُم بود تهران شما نیست بیم از فتنۀ اهریمنان کور دل تا امام هشتم است اینجا سلیمان شما من خراسان را برای خویش کردم انتخاب خواهرم معصومه در قم گشت مهمان شما نیستم تنها در این دنیا شما را همجوار با شماین در صراط و حشر و میزان شما پرچم توحیدتان با مهر من در احتزاز زنده و جاوید باد اسلام و قرآن شما در کنار آفتاب صحن من نبود عجب گر بتابد قرص خورشید از گریبان شما بشکفد بر لب گل لبخندتان هنگام مرگ گر به روی من بیفتد چشم گریان شما تشنۀ آب حیاتید و نمیدانید هست آب سقّا خانۀ من آب ایوان شما هر که شد زوّار من در عرش زوّار خداست آن روایت بوده از آغاز درشان شما امتحان کردم، اگر صد بار در هم بشکنید نشکند یک بار با ما عهد و پیمان شما با وضو باشید ای اهل خراسان تا که هست جای پای زائر من در خیابان شما بضعۀ پاک نبی در شهرتان مدفون شده عطر زهرا میدمد از باغ و بستان شما میشود دریای رحمت در کنار صحن من قطرۀ اشگی که میافتد زِ مژگان شما بیمتان از خشم طوفانها نباشد تا رضاست ناخدا و کشتی و دریا و سکان شما در پی یک عمر حقّ هم جواری روز و شب از ره رأفت کمر بستم به احسان شما خون ما میجوشد اینجا از تن پیر و جوان مهر ما آموخته طفل دبستان شما بر همه آزادگان در سایۀ ما نور داد نهضت اسلامی پیر جماران شما چشم صد یعقوب در این آستان بینا شود یوسف زهراست اینجا ماه کنعان شما با خدا هم صحبتید و با رضا همسایهاید اهل مشهد جان «میثم» باد قربان شما ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد