
ای رخت شمع شب تار اباعبدالله لاله پرپر گلزار اباعبدالله چشم یعقوب به خورشید جمالت روشن نازنین یوسف بازار اباعبدالله کربلا صحنه خیبر، پدرت پیغمبر تو همان حیدر کرار اباعبدالله لب جان بخش تو از هُرم عطش چوبه خشک دیده ات تشنه دیدار اباعبدالله مثل پروانه زده بال در اطراف حسین مثل عباس علمدار اباعبدالله شیر لیلات گوارا و حلالت باشد که شدی در یم خون یار اباعبدالله دهنت بود پر از خون و دو چشمت گریان که زدی خنده به رخسار اباعبدالله زخم های بدنت آیه انا لله پیکرت مُصحف ایثار اباعبدالله میوه قلب حسینی و سراپا حسنی شبه پیغمبری و آیینه پنج تنی تو حسین دگرِ فاطمه زهرایی تو رسولالله در صحنه عاشورایی نه عجب این که پدر لب به لبت بگذارد که لبت تشنه آب است و خودت دریایی جگر حیدری و پاره قلب پدری زاده فاطمهای و ثمر لیلایی این که قبر تو و بابای شهید تو یکست کرده معلوم که بابا تو و تو بابایی عمویت ماه بنی هاشمیان بود اگر همه دیدند تو خورشید بنی الزهرایی تو به خورشید جهانگیر ولایت قمری تو محمد تو علی بلکه حسین دگری آری جونم رو میبری بابا ای علی جون راه میری مثل مادری بابا قدم بزن پسرم جلو چشام رحمی ستارۀ سحرم به گریه هام رحمی بریده بند دلم به عمه ها رحمی بیا یکم بغلم تو رو خدا رحمی وایسا عمه هات قرآن رو سرت بگیرن آروم تر برو دارن خواهرات میمیرن ای خدا نور آشیونم رفت آی خدا جونم رفت آی خدا ماه اسمونم رفت ای خدا جونم رفت ای شبه پیمبر علی جانم ای خورشید خیمه علی جانم ای امید خیمه علی جانم پیش من دست و پا نزن بابا میمیرم رحمی کن به من بابا ***