
امشب آوای خوشی روحفزا میآید لشکرِ نور از آن سوی فضا میآید بوی گل از نفس باد صبا میآید دستهدسته مَلک از اوج سماء میآید سجده آرید که بیپرده خدا میآید وز پسِ پرده امام شهدا میآید چشم بگشوده جمال ازلی را بینید گل رخسار حسین ابن علی را بینید آمد آن عبدِ خدایی که خدایش گویند انبیاء یکسره روحی به فدایش گویند خَلق عالم همه پاسخ به ندایش گویند همه خوبان جهان جان به فدایش گویند سر به در، در ره معشوق جدایش گویند سیّدِ جمعِ تمام شهدایش گویند خرّم آن لاله که عطرش همه جا را پر کرد رحمت واسعهاش مُلک خدا را پر کرد خضر اگر تشنه شود تشنهی داغ لب اوست طور اگر شعله کشد زِ آتش تاب و تب اوست روزها یکسره روز و شبها شب اوست این نه کفر است خدا شیفتهی یا ربِ اوست هرچه خاموش شود نورفشان کوکب اوست عاشقی مذهب او کربوبلا مکتب اوست نور قرآن همه در مصحف رویش پیداست هرچه دل گم شده در حلقهی مویش پیداست سوزد از آتش او در دل دریا ماهی بر دو دنیاست گدای دَرِ او را شاهی بیچراغش همه را تا به ابد گمراهی در رگ خلقت او خون عدالتخواهی قلب آن کرده هم از رتبهی او آگاهی بیم دارم همه گَردند حسین اللهی نه خداوند بُوَد نِی زِ خداوند جداست این همان خون خدا و پسر خون خداست حُسن او طٰه خال لبش یاسین است دهن احمد با یاد لبش شیرین است بالش و بستر نازش پَر حورالعِین است عازم خُرد به مسکین درش مسکین است فطرسا آنکه تو را بال ببخشید این است به امید آن دَرِ خانهی مولا المومنین این حسین است، حسین است