جرعه‌ای آب فراتم دادند

جرعه‌ای آب فراتم دادند

[ حاج اسلام میرزایی ]
جرعه‌ای آب فراتم دادند

چه مبارک سحری بود آن شب
عرشیان برگ براتم دادند

شب مهتابه گدا بی‌تابه
بیایید نوکرها امشب شب اربابه

رسیده یارم چه حالی دارم
برا اربابم سنگ تموم می‌ذارم

حسین آقامه حسین آقامه...
****

عاشقونه توی مِیخونه 
از همه بیشتر حسن مظنونه

هِی به دور داداشش می‌گرده
اِن یَکاد برا حسین می‌خونه

لباش خندونه چشاش بارونه
میاره قرآن دورش می‌گردونه

حسن سرداره حسین سالاره
آخه باباشون حیدر کرّاره

حسین آقامه حسین آقامه...
****

خدا می‌دونه که شیداشم
من فداییِ قد و بالاشم

اگه گفتن امشب آرزوت چیه
بگو اربعین تو صحنش باشم

از این دنیا من گلایه دارم
چقدر امشب من حس مشایه دارم

یه حاجت مونده که هر جوریه
الهی قسمت بشه بریم سوریه

حسین آقامه حسین آقامه...
****

دَم جانانه‌ام پیوسته
یا حسین می‌گم نمی‌شم خسته

حسین آقامه حسین آقامه...

اَبروی حسین به کهکشان می‌ارزد
یک موی حسین بر دو جهان می‌ارزد

گویند بهشت ندارد قیمت 
باالله که حسین به بیش از آن می‌ارزد

بر مجلس صفایش بیگانه ره ندارد
ما را که راه دادند این دعوت حسین است

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج اسلام میرزایی

نظرات