
آه نیزه، آه خنجر، آه شمشیر آه از سنگ، آه از چوب، آه از تیر هزار و نهصد و پنجاه زخم روی تنت سرش به نیزه و چیزی نمونده از بدنش برای این که بسوزد دلِ حرم دشمن رُبود پیرهنش بعد دست و پا زدنش با یک هدف میزدن از هر طرف میزدن دور سرش دشمن با خنده کف میزدن آه گودال، آه چکمه، آه مرکب آه خیمه، آه آتیش، آه زینب رسیده نوبت تفریح و با خبر شدهاند و حال صد نفر اینجا به یک نفر شدهاند برای آن که کمی زجر بیشتر بکشد مقابلش به سوی خیمه حملهور شدهاند با حوصله کشتنش با حرمله کشتنش راحت نشد خیلی زود با فاصله کشتنش وای آقام، وای آقام، وای آقام، وای آقام آه از شام، آه از شام، آه از شام یهودیان همه بر پشتِ بام آمدهاند همه به واسطهی انتقام آمدهاند ببخش صاحب روضه به دور محملها همه ارازل و اوباشِ شام آمدهاند سنگ درشت میزنن انگار که مشت میزنن تا بغضشون خالی شه با سر به کُشت میزنن عمه جانم عمه جانم عمه جانم