
یك علم و یك علمدار یك حرم و یك علمدار ساقی در تب و تاب حرم است بی تاب آب آب حرم است در خیمه پاسبانی كند و در شب ها ماه تاب حرم است او كه به دستش علم یا حسین جان بُوَد ساقی شیر عرب و شاه مردان بود پشت حسین قرص شود تا به گردان رود كار عدو زار شود گر به میدان رود میر و سپه دار حرم ابوالفضل سید و سالار حرم ابوالفضل ای شه زیباسخنم ابوالفضل ماه و علمدار حرم ابوالفضل یك علم و یك علمدار یك حرم و یك علمدار با چشمش تیغ از رو كشد یك لشگر را به زانو كشد در میدان تا كه جولان دهد ثارالله از دلش هو كشد پشت و پناه حرم و میر و صاحب لوا از نسب هاشمیون مه رخ و مه لقا نعره كشد لرزه فتد بر تن ما سوا رمز عنان تازی او یا علی مرتضی بر سر بازار توام ابوالفضل سائل دربار توام ابوالفضل باب الحوائج مددی ابوالفضل عبد گرفتار توام ابوالفضل یك علم و یك علمدار یك حرم و یك علمدار