
یا زهرا اُمّنا... خوشبختی پَر زد و رفت از خونهمون با رفتنت خیلی دلتنگم برا صوتِ علیجان گفتنت این خونه دیگه برام خونهی سابق نمیشه هر لحظه خاطرههات جلو چشامه همیشه ای دنیای من به کی بگم تو رو زدن جلو چشای من من بمیرم که پشت در رفتی به جای من ای دنیای من یادم نمیره عزیزم سوختی به پای من من بمیرم که جونتو کردی فدای من زهرای من، زهرا... دیدی آخر چهطوری زندگیمو بههم زدن؟ تو خونهم خاطرههای تلخی رو رقم زدن رفتی و آتیش و دود کابوس هر شبِ منه کی جای تو موهای زینبو شونه میزنه؟ آه ای فاطمه! تو کوچهها غرور من شکست جلو همه از این مصیبت اگه جون بدم بازم کمه آه ای فاطمه آه ای فاطمه! میشنوی این صدا صدای آهِ قلبمه بعدِ تو دنیا واسه من مثل جهنّمه وای زهرای من، وای وای وای...