
دلها سرگشتهی کوی زهراست جنّت دیوانهی بوی زهراست عالم یکجا فدای نام او ماه و خورشید همان روی زهراست قبل خلقت بودی با خدای اکبر جان فدایت گفته حضرت پیغمبر اِنسیه مرضیه، فاطمه یا زهرا نام تو نقش سربند شیر خیبر یا زهرا، یا زهرا ... عالم دربست و پابند زهراست مرضیّه حقِّ لبخند زهراست آنکه در کربلا طوفان کرده پورِ کرّار و فرزند زهراست نام یا زهرا را بسته بر بازویش پای پایِ زینب بر روی زانویش تا که جولان میداد آسمان میلرزید فتح میدان میکرد با خَمِ ابرویش یا اباالفضل، یا اباالفضل ... در میدان جمل شیری غرّان کابوس روبهان بین گرگان میگفت یا حیدر و حمله میکرد دنبال مرکبش میشد طوفان ملکُ الموت است او، یک قدم جا مانده دشمنش در میدان بیسر و پا مانده همچو باران خون از نیزهاش میبارید دهن آن زن از اسب او وا مانده یا مجتبی، یا مجتبی ... الله الله به این رزم حیدر صد ماشاءالله به سردار خیبر لا فَتی إلّا مولا علی لا سَیفَ إلّا تیغ دو سر وقتی در میدان است، دور او طوفان است همچو رعد و برقی تیغ او برّان است تا به میدان میزد لشکری میپاشید جبرئیل از ضربِشصت او حیران است یا مرتضی، یا مرتضی ... دریا دریا شبیه موجی تو تنها تنها میان فوجی تو استاد رزم تو شیر جمل جانم عبّاس همش در اوجی تو خصم تو در میدان مثل شیر خیبر ذکر تکبیرت یا فاطمه، یا حیدر همچو شیری غرّان میزدی بر لشکر پیش پایت میریخت با دَمِ تو هی سر یا اباالفضل، یا اباالفضل ...