آه زهرا شده حیدرت تک و تنها
حاج اسلام میرزاییپسندیدن1
بازدید55
آه زهرا، شده حیدرت تک و تنها آه زهرا، خیلی بیقرارم این شبها آه زهرا، بگو چی کنم با این غمها بغض سنگینیه تُو گلوی من ای بانوی من، ای بانوی من زدنت فاطمه روبروی من ای بانوی من، ای بانوی من کشتنت مقابل نگاه من ای سپاه من، ای سپاه من رفتنت شده دلیل آه من ای سپاه من، ای سپاه من وای زهرا... ***** آه زهرا، شده غربت علی معنا آه زهرا، بگو چی کنم من این روزا آه زهرا، روضه میخونم برات حالا شد دلم میون کوچهها کباب دادنم عذاب، دادنم عذاب زدنت تو رو به نیّت ثواب دادنم عذاب، دادنم عذاب همه جای پیکرت به خون نشست تا درو شکست، تا درو شکست با لگد زد تو رو بیحیای پست تا درو شکست، تا درو شکست وا اُمّاه... ***** آه زهرا، منو کشته اون جراحتها آه زهرا، زدنت تُو کوچه نامردا آه زهرا، دیدمت به زیر دست و پا قنفذ و مغیره با هم زدنت پیش حسنت، پیش حسنت خون میریخت از همه جای بدنت پیش حسنت، پیش حسنت ضرب تازیونه بازوتو شکست بسته شد نفس، بسته شد نفس بشکنه پایی که پهلوتو شکست بسته شد نفس، بسته شد نفس وا اُمّاه...