اومدم بهت بگم بد کردم
حاج اسلام میرزاییپسندیدن2
بازدید52
اومدم بهت بگم بد کردم چی بگم چطور بگم از دردم ولی انگار چشم به راهم بودی درو وا گذاشتی تا برگردم صدام کن مادرونه ببخشم بیبهونه بگو برگرد عزیزم بگو برگرد به خونه یارم باش بیا و قرارم باش زمانی که میترسم کنارم باش یا زهرا مادر... ***** تو رو میزنم صدا با گریه چی به جا میمونه از ما، گریه مثل بچّهمردهها از دستم کاری برنیومد الّا گریه تُو اوج ناامیدی تو اشکامو خریدی با دستای شکستهت رُو چشمام دست کشیدی آشوبم ولی با حسین خوبم منو برسون مادر به محبوبم یا زهرا مادر... ***** منو از اسارت آزادم کن تُو نمازای شبت یادم کن یه خرابهام که شده متروکه بزنم زمین و آبادم کن وجودت عین نوره پلیدی از تو دوره پسر بد میشه امّا بازم مادر صبوره مادر جان خودت روسپیدم کن شبیه اباالفضلت شهیدم کن یا زهرا مادر... ***** دیگه از گریههام معلومه حالم بده کسی میبینتم میگه این عاشق شده توی تنهاییام با تو حرفامو زدم هیچکس مثل تو نبود رفتم دورامو زدم آشفتهم کربلا گفتن خونهت گفتم کربلا دست و پامو که گم میکنم رُو خاکت میافتم کربلا پژمردهم کربلا خیلی غصّه خوردم کربلا هر کی حرفاشو یه جایی زد من حرفامو بردم کربلا کربلا...